محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
99
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
در خلال اين احوال ، عادل گراى خان كه بهادرى سركش و دلاورى بود رستموش ، مانند شير غرّان و اژدهاى دمان از يكجانب ميدان مركب بعزم خونريز از جاى برانگيخت . نظم سوار سپهدار رستم شكوه * يكى رخش در زير رانش چو كوه به كف تيغ رخشنده مانند برق * زر اندود خودى چو مهرش بفرق بميدان درآمد خدنگ افكنان * سر راه بگرفت بر همگنان گاه به زخم تير مرگ تأثيرش روزنها از فضاى عدم در خانهء وجود دليران معركهء و غامى فتاد و گاه بضرب حسام خون آشام ، ابواب شهر بند فنا بر روى روزگار هزبران عرصهء هيجا ميگشاد و بر هر طرف كه حمله ميبرد ، از كشته پشته ميساخت و بهر جهت كه روى ميآورد ، شكاف در صف ارباب مصاف مىانداخت و نزديك شد كه لشكريان ظفر عنان ، پشت بر معركهء قتال كرده روى بوادى انهزام آورند كه بار ديگر امراى صفدر متوجه آن شدند كه به آب تيغ آتشبار ، التهاب شعلهء آتش طغيان آن شير بيشهء بلا را فرو نشانند و به آتش سنان خاراگداز « 1 » ، خرمن هستى آن اژدهاى كوه وغا را سوخته خاكسترش بباد هوا برافشانند و او را مركزوار احاطه كرده سدّى بر آن سيل وادى استيلا بستند و آن نهنگ محيط دلاورى ، در آن گرداب بىپاياب « 2 » شناورى نموده خواست كه بقوّت شجاعت كامل و قدرت شهامت شامل خود را از آن بحر بساحل رساند ، كه بيمن دولت و اقبال پادشاه ، بابا خليفهء نامجو قرامانلو او را بيك طعن نيزهء خطى از پشت زين بر وى زمين انداخت . ذو القدر فرو جسته و دست و گردنش بخم كمند محكم بسته و قوم تاتار كه بمثابهء ثريا مجتمع بودند ، بمنزلهء بنات النعش متفرق گشته روى ادبار بوادى فرار -
--> ( 1 ) - م : گذار . ( 2 ) - م : بىپايان .